پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۵۰

کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد

سر مبادش که ز شمشیر تو سر می‌پیچد

سنبلی از ته هر سنگ برون می‌آید

آه فرهاد چو در کوه و کمر می‌پیچد

شیون دل بُوَد از چشم، که در خانه صدا

دایم از رهگذر حلقه‌در می‌پیچد

تا قیامت در دل بسته نخواهد ماندن

عاقبت دست دعا قفل اثر می‌پیچد

بر تهیدستی آغوش بگریم صائب

هاله‌ای را چو ببینم به قمر می‌پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۵۲زهر، تریاق به اکسیر مدارا گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵۳نفس از توبه صادق دم عیسی گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۵۴جوهر می ز رگ ابر مثنی گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵۵پنبه گوشم اگر پنبه مینا گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵۶آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵۷سخن عشق محال است مکرر گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵۸حسن در هر نگهی عالم دیگر گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵۹هرکه باریک شد از فکر، سخنور گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.