پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴۷

نوبت عقده گشایی چو به ما می افتد

گره ناز بر آن بند قبا می افتد

در حریمی که گل و شمع گریبان چاکند

که به فکر دل صد پاره ما می افتد؟

چشم مخمور تو بیماری نازی دارد

که ز نشکستن پرهیز به جا می افتد

در ته خاک همان گردش خود را دارد

آسیایی که در او آب بقا می افتد

پرتو حسن تو خورشید جهان آرایی است

که بغیر از دل صائب همه جا می افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴۹هرکجا پرتو جانانه ما می افتد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵۰کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۵۱یوسفی نیست دل خوش که هویدا گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵۲زهر، تریاق به اکسیر مدارا گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵۳نفس از توبه صادق دم عیسی گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵۴جوهر می ز رگ ابر مثنی گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵۵پنبه گوشم اگر پنبه مینا گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵۶آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.