پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴۶

قطره بیجگری کز نظر ما افتد

شور حشری شود و در دل دریا افتد

خون فرهاد سر از خواب عدم بردارد

آتش لاله چو در دامن صحرا افتد

عذر زندانی بی جرم چه خواهد گفتن؟

چشم یعقوب چو بر چشم زلیخا افتد

صائب از عمر همین کام تمنا دارد

که ز هند آید و در خاک نجف وا افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴۸دل ارباب تنعم ز نوا می افتد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۴۹هرکجا پرتو جانانه ما می افتد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۵۰کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵۱یوسفی نیست دل خوش که هویدا گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵۲زهر، تریاق به اکسیر مدارا گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵۳نفس از توبه صادق دم عیسی گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵۴جوهر می ز رگ ابر مثنی گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵۵پنبه گوشم اگر پنبه مینا گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.