پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴۵

هرکه از گریه بیدرد اثر می طلبد

همت از مردم کوتاه نظر می طلبد

علم فتح بلند از سپر انداختن است

ساده لوح آن که ز شمشیر ظفر می طلبد

نیست هر رشته سزاوار به گلدسته ما

دل صد پاره ما موی کمر می طلبد

گر شود هر سر مو پای طلب کافی نیست

قطع این بادیه سامان دگر می طلبد

طمع از خوان بخیلان نکند قطع امید

مور حرص از نی بی مغز شکر می طلبد

گرچه صد بار گره شد به گلویش این آب

صدف خام همان آب گهر می طلبد

یوسف آنجا که به زندان فراموشان است

از دل گمشده ما که خبر می طلبد؟

ماه از هاله عبث می شود آغوش طراز

سرو سیمین تو آغوش دگر می طلبد

خاک صحرای قناعت جگرش سوخته است

نه ز حرص است اگر مور شکر می طلبد

بی شکستن به مقامی نرسد عزم درست

کشتی ما مدد از موج خطر می طلبد

حاجت خود نکند عرض به هرکس صائب

هرچه می بایدش از آه سحر می طلبد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴۷نوبت عقده گشایی چو به ما می افتد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۴۸دل ارباب تنعم ز نوا می افتد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴۹هرکجا پرتو جانانه ما می افتد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵۰کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵۱یوسفی نیست دل خوش که هویدا گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵۲زهر، تریاق به اکسیر مدارا گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵۳نفس از توبه صادق دم عیسی گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵۴جوهر می ز رگ ابر مثنی گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.