پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳۷

غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شوید

که گرد راه سیل از خود به دریا بار می شوید

صدف در سینه دریای تلخ از فیض خاموشی

دهان خود به آب گوهر شهوار می شوید

ز ابروی بخیلان گنج بیرون می برد تلخی

اگر آب گهر زهر از دهان مار می شوید

نشست از صفحه دل گریه امید وصالش را

عرق کی آرزو از سینه بیمار می شوید؟

ندارد جز ندامت حاصلی صورت پرستیها

به خون خویشتن فرهاد دست از کار می شوید

نرفت از گریه داغ تیرگی از جبهه بختم

زعنبر کی سیاهی آب دریا بار می شوید؟

در آن گلشن به خون رخسار می شویم که جوش گل

به شبنم بلبلان را سرخی از منقار می شوید

که غیر از شمع، گرد هستی از پروانه بیکس

درین ظلمت سرا با اشک آتشبار می شوید؟

اگر شمع مزار من نریزد گریه شادی

که داغ خون من از دامن دلدار می شوید؟

که می شوید غبار کلفت از دل عندلیبان را؟

در آن گلشن که گل از خون خود رخسار می شوید

محال است آسمان را از گرستن مهربان کردن

زروی تیغ، صائب آب کی زنگار می شوید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۳۹صدف گرد یتیمی از رخ گوهر نمی شوید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۴۰که حال دردمندان پیش چشم یار می گوید؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴۱دل سودازده در طره دلدار افتاد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۴۲هرکه را چشم بر آن طاق دو ابرو افتاد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۴۳عشق تا هست عنان را به هوس نتوان داد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۴۴آن که از عمر سبکسیر وفا می طلبد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۴۵هرکه از گریه بیدرد اثر می طلبد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۴۶قطره بیجگری کز نظر ما افتد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.