پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲۶

نکویان را عتاب و لطف با هم یار می‌باید

زبان تلخ با لب‌های شکربار می‌باید

درین بستان‌سرا چون سرو معشوقی و رعنایی

به قامت راست ناید، شیوهٔ رفتار می‌باید

نه آسان است جمع آوردن اسباب دلداری

رخ آیینه‌سان و خط چون زنگار می‌باید

ز جوش مشتری گیرد بلندی قیمت گوهر

قماش ماه کنعان بر سر بازار می‌باید

حیا از عهده این خیره چشمان برنمی‌آید

گلستان ترا گوش گران، دیوار می‌باید

به مژگان بیستون را می‌توان برداشتن از جا

همین روی دلی زان یار شیرین کار می‌باید

زلیخا چشم یاری از صبا دارد، نمی‌داند

که بوی پیرهن را چشم چون دستار می‌باید

نه آسان است سر از حلقه مستان برون بردن

سری آشفته‌تر از طرّهٔ دستار می‌باید

متاع من همه گفتار بی‌کردار و در محشر

پی سودا همه کردار بی‌گفتار می‌باید

به شب بیداری از نیرنگ می ایمن مشو صائب

که مکر دختر رَز را دل بیدار می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲۸مدام از عشق جوشی در دل بی کینه می باید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲۹مگر زلف سبکسیر تو از جولان بیاساید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳۰دل عاشق کجا از ساغر سرشار بگشاید؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۳۱دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۳۲به هر نامحرمی عاشق لب اظهار نگشاید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۳۳گره تا کی ز ابروی سخن پرداز نگشاید؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۳۴حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۳۵مقام بوسه لب زان عارض سیراب می جوید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.