پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲۱

تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید

که حرص شهد از جان مگس بیرون نمی آید

به مرگ از قید تن، تن پروران را نیست آزادی

که مرغ بی پر و بال از قفس بیرون نمی آید

زخط کوتاه شد از کوی او پای هوسناکان

که شب تاریک چون گردد مگس بیرون نمی آید

در آن وادی که من چون نقش پا از کاروان ماندم

زبیم راهزن بانگ جرس بیرون نمی آید

در آن محفل که من بردارم از لب مهر خاموشی

صدا غیر از سپند از هیچ کس بیرون نمی آید

پریشان کرد سیر باغ اوراق حواسم را

خوشا مرغی که از کنج قفس بیرون نمی آید

مگر بال و پر موجی به فریادش رسد، ورنه

به دست و پا زدن از بحر خس بیرون نمی آید

زعاجزنالی خود یافتم آن گنج پنهان را

که از دل ناله بی فریادرس بیرون نمی آید

حرامش باد رسوایی، حلالش باد مستوری

می آشامی که از بیم عسس بیرون نمی آید

چو افتادی به بحر عشق دست و پا مزن صائب

که از دریای آتش خار و خس بیرون نمی آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲۳زدل رم می کند، چشم بلاجو این چنین باید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲۴نوا پیوسته در بزم شراب ناب می باید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲۵ز سوز عشق داغی بر دل افگار می‌باید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲۶نکویان را عتاب و لطف با هم یار می‌باید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۲۷قبول عشق سرکش را دل دیوانه می باید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۲۸مدام از عشق جوشی در دل بی کینه می باید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲۹مگر زلف سبکسیر تو از جولان بیاساید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۳۰دل عاشق کجا از ساغر سرشار بگشاید؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.