پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱۲

مصفا تا نمی‌گردد، ز تن جان برنمی‌آید

نگردد پاک تا یوسف، ز زندان برنمی‌آید

گریبان لحد را چاک خواهد کرد اشک من

تنور از عهده تسخیر طوفان برنمی‌آید

به راه دشمنان خود کدامین خار می‌ریزم؟

که از پیش دو چشمم همچو مژگان برنمی‌آید

چو حیرت چشم‌بندی می‌کند ذرات عالم را

چرا از ابر آن خورشید تابان برنمی‌آید؟

حیا چندان که خود را می‌کشد در پرده‌پوشی‌ها

به شوخی‌های آن چاک گریبان برنمی‌آید

کدامین شب نمی‌ریزد ز کلکم مصرع رنگین؟

کدامین روز شیری زین نیستان برنمی‌آید؟

کشیدم تا قدم از کوی هستی خون عرق کردم

ازین گل پای خواب‌آلود آسان برنمی‌آید

ز چندین آه اگر یک آه اثر دارد غنیمت دان

که دایم ماه مصر از چاه کنعان برنمی‌آید

دل گرمی مگر هنگامه‌افروزی کند، ورنه

به این بزم خنک خورشید تابان برنمی‌آید

تو تا از پرده شرم و حیا بیرون نمی‌آیی

نگاه از دیده عاشق به سامان برنمی‌آید

مگر جولان او صائب قیامت را عیان سازد

وگرنه هیچ گردی زین نمکدان برنمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱۴زدل کاری که آید از لب خندان نمی آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱۵ز انجم نور مه در دیده روزن نمی‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱۶به کار سینه‌صافان دیده روشن نمی‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱۷زمن راز دل صدچاک پوشیدن نمی آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۱۸به خاطر هیچگه آن قامت موزون نمی آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱۹زدست خواجه از ابرام زر بیرون نمی آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲۰تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲۱تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.