پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰۵

اگر درد مرا زان بی‌مروت چاره می‌آید

نه آخر چشمه هم بیرون ز سنگ خاره می‌آید؟

کلیدی نیست غیر از سخت‌رویی قفل مطلب را

به آهن این شرر بیرون ز سنگ خاره می‌آید

کدامین خانه پرداز است در جانم نمی‌دانم

که جای اشک از چشمم دل آواره می‌آید

نمی‌بیند به دنبال خود از حرص طلب غافل

وگرنه روزی از دنبال روزی‌خواره می‌آید

نظر بر چشم شیر انداختن بندد دهانش را

تو گر ثابت قدم باشی چه از سیاره می‌آید؟

بلا در آستین بسیار دارد گوشه عزلت

که گل از شاخ بیرون با دل صدپاره می‌آید

نوازش در مقام معذرت کم نیست از ریزش

که گاهی کار شیر از جنبش گهواره می‌آید

به غیر از بی‌کسی صائب که می‌گیرد خبر از من

که از یاران به سروقت من بیچاره می‌آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۰۷کدامین آتشین‌سیما به این ویرانه می‌آید؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰۸گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی‌طلب سویش
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۰۹نه بی‌دردی است گر اشکم به چشم تر نمی‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱۰ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۱۱ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱۲مصفا تا نمی‌گردد، ز تن جان برنمی‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱۳خیال او به تدبیر از دل من برنمی‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱۴زدل کاری که آید از لب خندان نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.