پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰۴

از ان گلشن دل گستاخ من گل چیده می آید

که چشم باغبان آنجا زخود پوشیده می آید

دل از گستاخی من جمع کن کز شرم رسوایی

نگاه از چشم من بیرون چو مو از دیده می آید

چرا آزاده در وحشت سرایی لنگر اندازد

که سرو از خاک بیرون ساق بر مالیده می آید

کنار بحر کشتی را کمینگاه خطر باشد

از ان دایم نفس از دل به لب لرزیده می آید

عزیز مصر غربت باد دستی می تواند شد

که چون یوسف ز کنعان پیرهن بخشیده می آید

مگر در آتش افکنده است مکتوب مرا جانان؟

که مرغ نامه بر چون موی آتش دیده می آید

نه آسان است بیرون آمدن از وادی غفلت

که خون از چشم رهرو زین ره خوابیده می آید

به مویی می توان صد کوه را برداشتن صائب

زدل تا بر زبان یک نکته سنجیده می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۰۶بغیر از دل مصاف عشق دیگر از که می آید؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰۷کدامین آتشین‌سیما به این ویرانه می‌آید؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۰۸گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی‌طلب سویش
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۰۹نه بی‌دردی است گر اشکم به چشم تر نمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۱۰ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱۱ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱۲مصفا تا نمی‌گردد، ز تن جان برنمی‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱۳خیال او به تدبیر از دل من برنمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.