پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸۵

نه چندان است شوق من که از دل بر زبان آید

چسان دریای بی پایان به جوی ناودان آید؟

سبکباری پر و بال است جویای سلامت را

که از دریا خس و خاشاک آسان بر کران آید

نگردد سخت جانیها سپر تیر حوادث را

به مغز این ناوک دلدوز پیش از استخوان آید

به آه گرم دل را آب کن گر تشنه وصلی

که بی مانع به سیر گلستان آب روان آید

تو پنداری پس سر کرده ای اعمال زشت خود

نمی دانی که پیشت چون بلای ناگهان آید

مشو ای سنگدل غافل ز آه آسمان سیرم

که گاهی از قضا تیر هوایی بر نشان آید

کند مغلوب شیطان را به همت نفس صاحبدل

که سگ بر گرگ مستولی به امداد شبان آید

زطوفان تر نشد کشت امید آسمان صائب

مگر از اشک من آبی به جوی کهکشان آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۸۷به مهر و مه کجا از مغز ما سودا برون آید؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۸۸کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۸۹به امید چه از تن غافلان را جان برون آید؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹۰ز قید جسم جانهای عزیز آسان برون آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹۱اگر طوفان زچشم خونفشان من برون آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹۲گر از نظاره خورشید در چشم آب می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹۳مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹۴به گوشم ناله اغیار دردآلود می آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.