پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹۳

مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آید

نباشد صید اگر غافل چه از صیاد می‌آید؟

به کوشش نیست دولت، پا به دامان توکل کش

که سرو از خاک بیرون با دل آزاد می‌آید

دل بی‌صبر خواهد توتیا کرد استخوانش را

به این تمکین که شیرین بر سر فرهاد می‌آید

چرا بر یکدگر دارند غیرت کشتگان تو؟

رقم یکدست اگر از خامه فولاد می‌آید

دل سخت تو سنگ سرمه می‌گردد فغان‌ها را

وگرنه کوه از یک ناله در فریاد می‌آید

اگرچه شاه را روی زمین زیر نگین باشد

به درگاه فقیران بهر استمداد می‌آید

مرا از سخت‌رویی داد گردون توبه خواهش

ز روی سخت کار سیلی استاد می‌آید

ندارد صرفه‌ای خون ریختن ما بی‌گناهان را

که خون زخم ما از دیده جلاد می‌آید

چنان شد عام در ایام ما ذوق گرفتاری

که صید وحشی از دنباله صیاد می‌آید

سرآمد نوبت خسرو، نوای بار بد طی شد

هنوز از بیستون آوازه فرهاد می‌آید

کدامین عقده دل باز کرد از زلف مشکینش؟

که دیگر بوی خون از شانه شمشاد می‌آید

از آن معمور می‌باشد خرابات مغان صائب

که آنجا هرکه غمگین می‌رود دلشاد می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹۵غم عالم به دل از دیده خونبار می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۹۶دل از مژگان خواب‌آلود در زنهار می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۹۷درین صحرا که یارب از پی نخجیر می‌آید؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹۸به قتل من چنان بی‌تاب آن شمشیر می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹۹به آیین تمام از خُم شراب صاف می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰۰شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰۱که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰۲به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.