پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹۲

گر از نظاره خورشید در چشم آب می‌آید

ز روی لاله‌رنگش در نظر خوناب می‌آید

در آن محفل که بی‌آتش سپند از جای برخیزد

کجا خودداری از پروانه بی‌تاب می‌آید؟

ندارد صیدی از من صیدگاه عشق لاغرتر

که از قتلم به چشم جوهر تیغ آب می‌آید

مگر شد نرم یاقوت لب او از غبار خط؟

که حرف بوسه از دل بر زبان بی‌تاب می‌آید

همانا بخت من از نارسایی‌ها برون آمد

که بی‌تکلیف در ویرانه‌ام سیلاب می‌آید

دل آگاه در پیری ز غفلت بیش می‌لرزد

که وقت صبح اکثر شبروان را خواب می‌آید

چو ماهی گر برآرم پر درین دریا عجب نبود

که هر موجی به چشم وحشتم قلاب می‌آید

چنان نازک شده است از گریه کردن پرده چشمم

که آبم در نظر از پرتو مهتاب می‌آید

نباشد پرده‌پوشی تیر کج را چون کمان صائب

کجا زاهد برون از گوشه محراب می‌آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹۴به گوشم ناله اغیار دردآلود می آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۹۵غم عالم به دل از دیده خونبار می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۹۶دل از مژگان خواب‌آلود در زنهار می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹۷درین صحرا که یارب از پی نخجیر می‌آید؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹۸به قتل من چنان بی‌تاب آن شمشیر می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹۹به آیین تمام از خُم شراب صاف می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰۰شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰۱که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.