پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹۵

غم عالم به دل از دیده خونبار می‌آید

به این گلشن خزان از رخنه دیوار می‌آید

تسلی در دل آزرده عاشق نمی‌باشد

ازین ویرانه دایم ناله بیمار می‌آید

به سختی‌های دوران صبر کن ای تشنه راحت

که آب گریه شادی ازین کهسار می‌آید

فشاند آستین بی‌نیازی چون غنای حق

چه از گفتار می‌خیزد؟ چه از کردار می‌آید؟

پس از مردن به من شد مهربان جانان، ندانستم

ز خواب مرگ کار دولت بیدار می‌آید

چراغ گل ز بی‌تابی به شمع صبح می‌ماند

کدامین سنگدل یارب به این گلزار می‌آید؟

در آن وادی که قطع ره به همت می‌توان کردن

ز پای خفته کار تیغ لنگردار می‌آید

ز حبس پیله، کرم پیله هم آزاد می‌گردد

اگر زاهد برون از پرده پندار می‌آید

اگر در دل نباشد غصه دوران گره صائب

سخن یکدست می‌خیزد، نفس هموار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹۷درین صحرا که یارب از پی نخجیر می‌آید؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۹۸به قتل من چنان بی‌تاب آن شمشیر می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۹۹به آیین تمام از خُم شراب صاف می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۰۰شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۰۱که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰۲به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰۳نفس از سینه ام از بس به خون آغشته می آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰۴از ان گلشن دل گستاخ من گل چیده می آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.