پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹۱

اگر طوفان زچشم خونفشان من برون آید

کجا از عهده خواب گران من برون آید؟

زهی غفلت که با این زشت کاری چشم آن دارم

که یوسف از غبار کاروان من برون آید

پر پروانه گردد پرده گوش آسمانها را

زلب چون ناله آتش عنان من برون آید

نفس چون مشک سوزد در جگر وحشی غزالان را

به قصد صید چون ابر و کمان من برون آید

نگه چون اشک گردد آب در چشم تماشایی

به این شرم و حیا گر دلستان من برون آید

رگ خامی سراسر می رود چون رشته در جانم

اگر چون شمع آتش از دهان من برون آید

زجوش گل رگ لعل است هر خاری زدیوارم

تماشایی چسان از بوستان من برون آید؟

زمغز خاک از شوق خدنگ آن کمان ابرو

گریبان چاک چون صبح استخوان من برون آید

حلاوت می چکد چون طوطیان صائب زگفتارم

به دل چسبد حدیثی کز زبان من برون آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹۳مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۹۴به گوشم ناله اغیار دردآلود می آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۹۵غم عالم به دل از دیده خونبار می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹۶دل از مژگان خواب‌آلود در زنهار می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹۷درین صحرا که یارب از پی نخجیر می‌آید؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹۸به قتل من چنان بی‌تاب آن شمشیر می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹۹به آیین تمام از خُم شراب صاف می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰۰شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.