پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸۶

کجا از هر مقلد کار ارباب بیان آید؟

نیاید از ده انگشت آنچه تنها از زبان آید

کند مغلوب شیطان را به همت نفس صاحبدل

که سگ بر گرگ مستولی به امداد شبان آید

کمانداری به ابروی سبکدست تو می زیبد

که زخم ناوکش بر مغز پیش از استخوان آید

مشو در خواری از حال عزیزان جهان غافل

که یوسف در لباس بندگان در کاروان آید

زفیض وسعت مشرب ندیدم سختی از دوران

که کشتی بی خطر بیرون زبحر بیکران آید

ندانم چیست طعم آن لب میخوش، همین دانم

که آب زندگی از دیدن او در دهان آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۸۸کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۸۹به امید چه از تن غافلان را جان برون آید؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۹۰ز قید جسم جانهای عزیز آسان برون آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹۱اگر طوفان زچشم خونفشان من برون آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹۲گر از نظاره خورشید در چشم آب می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹۳مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹۴به گوشم ناله اغیار دردآلود می آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹۵غم عالم به دل از دیده خونبار می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.