فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ در مصطب تجرید مرا تا که مقامست
- شمارهٔ ۶۲ عشق آمد در دلم منزل گرفت
- شمارهٔ ۶۳ ساقی جان پرده ز جان برگرفت
- شمارهٔ ۶۴ ای گشته صفاتت بجهان آیینه ذات
- شمارهٔ ۶۵ می فراوانست لیکن جام نیست
- شمارهٔ ۶۶ ما را که بجز بر رخ خوبت نظری نیست
- شمارهٔ ۶۷ دل را که ز مهر رخت آرام گهی نیست
- شمارهٔ ۶۸ اکنون که چمن بساط آراست
- شمارهٔ ۶۹ در آینه تا که عکس پیداست
- شمارهٔ ۷۰ روشن از نور رخش تا چشم ماست
- شمارهٔ ۷۱ دراین منزل چه جای کاروانست
- شمارهٔ ۷۲ اینکه ویران شده از سیل فنا خانه ماست
- شمارهٔ ۷۳ در خرابات مغان مأوای ماست
- شمارهٔ ۷۴ مرآت جمال حق دل ماست
- شمارهٔ ۷۵ جای جانان در حریم جان ماست
- شمارهٔ ۷۶ چشمه حیوان و کوثر جرعه از جام ماست
- شمارهٔ ۷۷ یوسف مصر دلم از چه ز کنعان بگذشت
- شمارهٔ ۷۸ یارب این ساغر پرجوش ز خمخانه کیست
- شمارهٔ ۷۹ این گل گلشن دل یا رخ دلدار منست
- شمارهٔ ۸۰ ای خوشا وقتیکه وقت ما خوش است
- شمارهٔ ۸۱ ما عاشقان مستیم افتاده در خرابات
- شمارهٔ ۸۲ ای صفاتت سربسر روپوش ذات
- شمارهٔ ۸۳ ای لبت سرچشمه آب حیات
- شمارهٔ ۸۴ ای صفاتت شده آئینه ذات
- شمارهٔ ۸۵ گر نیازی بهر یار دلربا میبایدت
- شمارهٔ ۸۶ راست گویم قد دلجوی تو بیچیزی نیست
- شمارهٔ ۸۷ گرچه گستاخیست هر دم آمدن بر در گهت
- شمارهٔ ۸۸ کوی دلدار بهشت است چمن نتوان گفت
- شمارهٔ ۸۹ دوش رندی بخرابات مرا فاش بگفت
- شمارهٔ ۹۰ بسته باشد تا بکی میخانه را در الغیاث
- شمارهٔ ۹۱ روزگاری صرف شد در کلبه احزان عبث
- شمارهٔ ۹۲ زهی گرفته جمالت ز ماه تابان باج
- شمارهٔ ۹۳ دوشم بسحر ساقی پر کرد قدحی از راح
- شمارهٔ ۹۴ ساقس بقدح چه میکنی راح
- شمارهٔ ۹۵ لب شیرین تو که هست ملیح
- شمارهٔ ۹۶ مرو مرو ببرش این چنین دلا گستاخ
- شمارهٔ ۹۷ دوش از غمکده هجر نجاتم دادند
- شمارهٔ ۹۸ دوش در مصطب جان باده ذاتم دادند
- شمارهٔ ۹۹ بدل این نکته از جان می تراود
- شمارهٔ ۱۰۰ روی تو چو ماه انور آمد
- شمارهٔ ۱۰۱ مرا گر پای تا سر تن بسوزد
- شمارهٔ ۱۰۲ روی او بی نقاب خوش باشد
- شمارهٔ ۱۰۳ لب گلبرگ تو کش جان ز تکلم ریزد
- شمارهٔ ۱۰۴ دل خلوت خاص دلبر آمد
- شمارهٔ ۱۰۵ تا ز درس عاشقی دل نکته آگاه شد
- شمارهٔ ۱۰۶ کسی کاو آشنای بحر ما شد
- شمارهٔ ۱۰۷ هرکه در بحر جان نظر دارد
- شمارهٔ ۱۰۸ یار از رخ خود نقاب بگشود
- شمارهٔ ۱۰۹ تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد
- شمارهٔ ۱۱۰ افسر سلطان گل جانب بستان رسید
- شمارهٔ ۱۱۱ ترسم ز روی کار چه این پرده واکنند
- شمارهٔ ۱۱۲ چند از لب تو جانها مست شراب گردد
- شمارهٔ ۱۱۳ عرقی از گل رویش چه ز بیداد چکد
- شمارهٔ ۱۱۴ سر پا برهنگان که دم از کبریا زنند
- شمارهٔ ۱۱۵ اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند
- شمارهٔ ۱۱۶ تا می صاف بمیخانه صفا خواهد بود
- شمارهٔ ۱۱۷ سحر ساقی در میخانه وا کرد
- شمارهٔ ۱۱۸ دوشم بخواب ساغر دولت بدست بود
- شمارهٔ ۱۱۹ تامی از شیشه اقداح روان خواهد بود
- شمارهٔ ۱۲۰ مژده ای دل پیک جانان میرسد
متن اشعار به نقل از گنجور.