پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش اول

شمارهٔ ۸۸

کوی دلدار بهشت است چمن نتوان گفت

نقش پایش گل و نسرین و سمن نتوان گفت

بسکه داده بخطش خط غلامی عنبر

گیسویش را بخطا مشک ختن نتوان گفت

شود از شرم و حیا بسکه گلشن غرق گلاب

عرقش را ببرش در عدن نتوان گفت

قیمت لعل بدخشان در اشکم بشکست

چشم خونبار مرا کان یمن نتوان گفت

وه که با مرغ دل من بسوی گلشن جان

جز حدیث لب آن غنچه دهن نتوان گفت

چون دلم کرد بچین سر زلفش مسکن

بعد از این پیش رخش حرف وطن نتوان گفت

شده چون آینه در مجلس او نور علی

لاجواب است در اینجا که سخن نتوان گفت

ادامه‌ی بخش اول

  1. شمارهٔ ۹۰بسته باشد تا بکی میخانه را در الغیاث
  2. شمارهٔ ۹۱روزگاری صرف شد در کلبه احزان عبث
  3. شمارهٔ ۹۲زهی گرفته جمالت ز ماه تابان باج
  4. شمارهٔ ۹۳دوشم بسحر ساقی پر کرد قدحی از راح
  5. شمارهٔ ۹۴ساقس بقدح چه میکنی راح
  6. شمارهٔ ۹۵لب شیرین تو که هست ملیح
  7. شمارهٔ ۹۶مرو مرو ببرش این چنین دلا گستاخ
  8. شمارهٔ ۹۷دوش از غمکده هجر نجاتم دادند
همه‌ی بخش اول ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.