پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش اول

شمارهٔ ۹۲

زهی گرفته جمالت ز ماه تابان باج

نهاده بر سر خورشید خاکپایت تاج

جهان چو روز منور شود ز رخسارت

گشائی از رخ خود گر نقاب در شب داج

شهان ملک جهان بر درت چو مسکینان

زخوان بذل عطایت بلقمه ئی محتاج

غرض رسیدن نعلینت بود بر سر عرش

وگرنه لایق شأنت نبود آن معراج

حمید و حامد و محمود و احمد مرسل

توئی توئی که رسولان همه دهندت باج

ولی والی والا علی عالیقدر

بداده آنکه بامر تو امر شرع رواج

از آنزمان که رخش تافته بدل نورم

شده است روشنم از وی حدیث نور و زجاج

ادامه‌ی بخش اول

  1. شمارهٔ ۹۴ساقس بقدح چه میکنی راح
  2. شمارهٔ ۹۵لب شیرین تو که هست ملیح
  3. شمارهٔ ۹۶مرو مرو ببرش این چنین دلا گستاخ
  4. شمارهٔ ۹۷دوش از غمکده هجر نجاتم دادند
  5. شمارهٔ ۹۸دوش در مصطب جان باده ذاتم دادند
  6. شمارهٔ ۹۹بدل این نکته از جان می تراود
  7. شمارهٔ ۱۰۰روی تو چو ماه انور آمد
  8. شمارهٔ ۱۰۱مرا گر پای تا سر تن بسوزد
همه‌ی بخش اول ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.