پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش اول

شمارهٔ ۸۹

دوش رندی بخرابات مرا فاش بگفت

کز چه رو شیشه می کرده ای در خرقه نهفت

خرقه بر تن بدر و شیشه می فاش بنوش

هیچ پروا مکن از زاهدی افسانه که گفت

در گلستان جهان تا که فلک یاد دهد

هرگز ای گل چو گل روی تو یک گل نشکفت

دل ما را که نباشد بجهان مثل و قرین

گرچه یکتاست بود روز و شبش یاد تو جفت

زآمد و رفت خیال رخ دلجوی مهی

یکشبم تا بسحر دیده بیدار نخفت

غیر نور علی آن ناظم دیوان سخن

نظم دربار بدینگونه که گفت و که شنفت؟

ادامه‌ی بخش اول

  1. شمارهٔ ۹۱روزگاری صرف شد در کلبه احزان عبث
  2. شمارهٔ ۹۲زهی گرفته جمالت ز ماه تابان باج
  3. شمارهٔ ۹۳دوشم بسحر ساقی پر کرد قدحی از راح
  4. شمارهٔ ۹۴ساقس بقدح چه میکنی راح
  5. شمارهٔ ۹۵لب شیرین تو که هست ملیح
  6. شمارهٔ ۹۶مرو مرو ببرش این چنین دلا گستاخ
  7. شمارهٔ ۹۷دوش از غمکده هجر نجاتم دادند
  8. شمارهٔ ۹۸دوش در مصطب جان باده ذاتم دادند
همه‌ی بخش اول ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.