پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش اول

شمارهٔ ۱۰۹

تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد

برداشت ز رخ پرده و در پرده نهان شد

برخاست ز صحرای عدم گرد معانی

چون بحر وجود ازلی موج فشان شد

از صبح ازل نقش رخ یار بدیدم

تا شام ابد جان بخیالش نگران شد

بی عشق دلی زنده جاوید نماند

چون عشق حیاتست که جان زنده آن شد

گفتی که در آئینه بجز یار توان دید

چندانکه بدیدیم نه این گشت و نه آن شد

میخواست که خود را بنماید بخود آن یار

گه صورت پیر آمد و گه شکل جوان شد

چون نور علی رالب گفتار برآمد

سرتاسر آفاق پر از شور و فغان شد

ادامه‌ی بخش اول

  1. شمارهٔ ۱۱۱ترسم ز روی کار چه این پرده واکنند
  2. شمارهٔ ۱۱۲چند از لب تو جانها مست شراب گردد
  3. شمارهٔ ۱۱۳عرقی از گل رویش چه ز بیداد چکد
  4. شمارهٔ ۱۱۴سر پا برهنگان که دم از کبریا زنند
  5. شمارهٔ ۱۱۵اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند
  6. شمارهٔ ۱۱۶تا می صاف بمیخانه صفا خواهد بود
  7. شمارهٔ ۱۱۷سحر ساقی در میخانه وا کرد
  8. شمارهٔ ۱۱۸دوشم بخواب ساغر دولت بدست بود
همه‌ی بخش اول ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.