پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری

نظیری نیشابوری

غزلیات

۵۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ نشست اختر پروین ز پرنیان برخیز
  2. شمارهٔ ۳۰۲ از طور صلح و عربده بیگانه ام هنوز
  3. شمارهٔ ۳۰۳ مرد بی حوصله مردانه نگردد هرگز
  4. شمارهٔ ۳۰۴ گر به دل خلوت نداری از جهانبانی گریز
  5. شمارهٔ ۳۰۵ سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس
  6. شمارهٔ ۳۰۶ ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس
  7. شمارهٔ ۳۰۷ کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس
  8. شمارهٔ ۳۰۸ گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس
  9. شمارهٔ ۳۰۹ اکسیر حسن در نظر پارسا شناس
  10. شمارهٔ ۳۱۰ شورش عشق از دل شیدا مپرس
  11. شمارهٔ ۳۱۱ فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس
  12. شمارهٔ ۳۱۲ به امید توام خرسند ازین پس
  13. شمارهٔ ۳۱۳ از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
  14. شمارهٔ ۳۱۴ ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
  15. شمارهٔ ۳۱۵ بگو به دیر خرابات السلام و مترس
  16. شمارهٔ ۳۱۶ خسته را فاتحه‌ای از لب خندان تو بس
  17. شمارهٔ ۳۱۷ ای که نامه می‌نویسی سوی من فرمان نویس
  18. شمارهٔ ۳۱۸ صبح شد راه شهر و برزن پرس
  19. شمارهٔ ۳۱۹ دست کسی نبسته و افسون نکرده کس
  20. شمارهٔ ۳۲۰ با حکمت ایستاده‌ام اینم پناه بس
  21. شمارهٔ ۳۲۱ تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس
  22. شمارهٔ ۳۲۲ تو کودکی به بزرگان زبان درازی بس
  23. شمارهٔ ۳۲۳ به اختیار تو در باختم ارادت خویش
  24. شمارهٔ ۳۲۴ دهر پرفتنه و شورست ز چشم سیهش
  25. شمارهٔ ۳۲۵ یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش
  26. شمارهٔ ۳۲۶ در بغل مصحف و سجاده تقوا بر دوش
  27. شمارهٔ ۳۲۷ از خوی کریم تو گنه گشت فراموش
  28. شمارهٔ ۳۲۸ بزم خالی می شود مطرب خموش
  29. شمارهٔ ۳۲۹ داشتم از درد جدایی خروش
  30. شمارهٔ ۳۳۰ غیرتم بانگ زد که: دور او باش
  31. شمارهٔ ۳۳۱ حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش
  32. شمارهٔ ۳۳۲ از فراق یار ناخشنود خویش
  33. شمارهٔ ۳۳۳ هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش
  34. شمارهٔ ۳۳۴ ساقی بیار جام می خوشگوار پیش
  35. شمارهٔ ۳۳۵ گر جهان کشته بیداد شود برگذرش
  36. شمارهٔ ۳۳۶ آن که غایب از نظر گردید درمی‌یابمش
  37. شمارهٔ ۳۳۷ خرامان آمد از می در سر آتش
  38. شمارهٔ ۳۳۸ به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش
  39. شمارهٔ ۳۳۹ بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش
  40. شمارهٔ ۳۴۰ شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش
  41. شمارهٔ ۳۴۱ بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
  42. شمارهٔ ۳۴۲ هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
  43. شمارهٔ ۳۴۳ یا در درون قبه این آسمان مباش
  44. شمارهٔ ۳۴۴ کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش
  45. شمارهٔ ۳۴۵ بزم می‌سازیم سامان گر نباشد گو مباش
  46. شمارهٔ ۳۴۶ از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش
  47. شمارهٔ ۳۴۷ مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش
  48. شمارهٔ ۳۴۸ بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش
  49. شمارهٔ ۳۴۹ بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش
  50. شمارهٔ ۳۵۰ رمید طایر جانم ز آشیانه خویش
  51. شمارهٔ ۳۵۱ طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش
  52. شمارهٔ ۳۵۲ لطف می خون در رگ افسرده می‌آرد به جوش
  53. شمارهٔ ۳۵۳ افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش
  54. شمارهٔ ۳۵۴ افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش
  55. شمارهٔ ۳۵۵ بستم در تصرف گفت و شنید خویش
  56. شمارهٔ ۳۵۶ به بوی می دو سه ژولیده مرقع پوش
  57. شمارهٔ ۳۵۷ دم دم شاهدست و می می خاص
  58. شمارهٔ ۳۵۸ حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص
  59. شمارهٔ ۳۵۹ ساقیا برخیز با مستان برقص
  60. شمارهٔ ۳۶۰ هرکه چون یوسف شود از محنت زندان خلاص

متن اشعار به نقل از گنجور.