پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس

بر کشتِ تشنه‌ای نم آبی ندید کس

باران گریه‌ای نفشاند ابر دیده‌ای

برق میی و رعد ربابی ندید کس

چندان که وحش و طیر فکندیم در کمند

صیدی کز آن کنیم کبابی ندید کس

روی زمین کم آب‌تر از روی مفلس است

جز چشم تر، پر آب حبابی ندید کس

آب رخی کز اختر برگشته مانده بود

رفت آن چنان که موج سرابی ندید کس

آفت چنان رسید که آهی نزد دلی

غفلت چنان گرفت که خوابی ندید کس

بس عاقلانه فرق به زانو فروختیم

فالی به قرعه‌ای و کتابی ندید کس

اَحرار را به قدر هنر زخم می‌زنند

چون تیر چرخ راست حسابی ندید کس

گویا به جیب خویش «نظیری » تو عاشقی

دست تو را به طرف نقابی ندید کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
  2. شمارهٔ ۳۱۴ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
  3. شمارهٔ ۳۱۵بگو به دیر خرابات السلام و مترس
  4. شمارهٔ ۳۱۶خسته را فاتحه‌ای از لب خندان تو بس
  5. شمارهٔ ۳۱۷ای که نامه می‌نویسی سوی من فرمان نویس
  6. شمارهٔ ۳۱۸صبح شد راه شهر و برزن پرس
  7. شمارهٔ ۳۱۹دست کسی نبسته و افسون نکرده کس
  8. شمارهٔ ۳۲۰با حکمت ایستاده‌ام اینم پناه بس
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.