پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

خسته را فاتحه‌ای از لب خندان تو بس

تشنه را مژده‌ای از چشمه حیوان تو بس

بهر در شور شر افتادن سودازدگان

هر سحر شورشی از زلف پریشان تو بس

ما ننالیم که حسن تو به ما کام نداد

دست حسن تو ازین ظلم به دامان تو بس

شاهد دولت ما بی سر و سامانی چند

این که فیروز نرفتیم ز میدان تو بس

قصه بسیار شد از بهر قبول سخنم

اثر چاشنیی از نمک خوان تو بس

عطش بادیه و جوع بیابان دارم

جرعه زمزمی از چاه زنخدان تو بس

جام پر نوش شکوه تو رقیب تو بس است

پرده بردار حیای تو نگهبان تو بس

خواب ما طاعت شب بستر ما سجادست

صبحدم قبله ما چاک گریبان تو بس

بر تو حسن سخن امروز «نظیری » ختم است

هرکه برهان طلبد قول تو برهان تو بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸صبح شد راه شهر و برزن پرس
  2. شمارهٔ ۳۱۹دست کسی نبسته و افسون نکرده کس
  3. شمارهٔ ۳۲۰با حکمت ایستاده‌ام اینم پناه بس
  4. شمارهٔ ۳۲۱تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس
  5. شمارهٔ ۳۲۲تو کودکی به بزرگان زبان درازی بس
  6. شمارهٔ ۳۲۳به اختیار تو در باختم ارادت خویش
  7. شمارهٔ ۳۲۴دهر پرفتنه و شورست ز چشم سیهش
  8. شمارهٔ ۳۲۵یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.