پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

شورش عشق از دل شیدا مپرس

حال ما می بین و کار ما مپرس

عشق بازی چیست؟ جهد بی مراد

راه عنقا پوی و از عنقا مپرس

اهل حیرت را خبر از وصل نیست

غرقه را از گوهر دریا مپرس

عشق آزادت به تعلیمی کند

مصلحت از عقل کارافزا مپرس

چشم بینایان پریشان بین بود

ره ز کوران پرس وز بینا مپرس

گفتی از بهر چه سلطانت کشد

ذوقم از دزدیست از کالا مپرس

می کشد پنهان و می پوشد کبود

از فریب نرگس شهلا مپرس

نعره خونبار صدیقان ازوست

از جراحت های استغنا مپرس

بر زیان خود «نظیری » عاشق است

خواجه از وی حیله سودا مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲به امید توام خرسند ازین پس
  2. شمارهٔ ۳۱۳از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
  3. شمارهٔ ۳۱۴ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
  4. شمارهٔ ۳۱۵بگو به دیر خرابات السلام و مترس
  5. شمارهٔ ۳۱۶خسته را فاتحه‌ای از لب خندان تو بس
  6. شمارهٔ ۳۱۷ای که نامه می‌نویسی سوی من فرمان نویس
  7. شمارهٔ ۳۱۸صبح شد راه شهر و برزن پرس
  8. شمارهٔ ۳۱۹دست کسی نبسته و افسون نکرده کس
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.