پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

اکسیر حسن در نظر پارسا شناس

اقبال اهل دل ز قبول خدا شناس

گر عکس روی خویش در آیینه دیده ای

توحید شیخ و شرک برهمن بجا شناس

اسرار عشق گل به سر دار می کند

کیفیت هواش ز نشو و نما شناس

خصم است باغ، دیده معنی شناس را

گل را به آشنایی باد صبا شناس

سلطان مال خواه گدای رعیت است

درویش بی سؤال به از پادشا شناس

گاهی شود کش از در دل ها طلب کنند

خاصان شاه را به لباس گدا شناس

سر از قدوم عاجز و درویش بر مدار

ظل فقیر سایه بال هما شناس

از میکده همین که برونت می کنند

ممنون عاطفت شو و محض عطا شناس

دانی نعیم و حور «نظیری » به نقد چیست

وجه معاش و خادمه مدعا شناس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس
  2. شمارهٔ ۳۱۲به امید توام خرسند ازین پس
  3. شمارهٔ ۳۱۳از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
  4. شمارهٔ ۳۱۴ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
  5. شمارهٔ ۳۱۵بگو به دیر خرابات السلام و مترس
  6. شمارهٔ ۳۱۶خسته را فاتحه‌ای از لب خندان تو بس
  7. شمارهٔ ۳۱۷ای که نامه می‌نویسی سوی من فرمان نویس
  8. شمارهٔ ۳۱۸صبح شد راه شهر و برزن پرس
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.