پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس

چون شود روز قیامت با توام کارست و بس

بس کمر در خدمت گبر و برهمن بسته ام

این که می سازم ردا و خرقه زنارست و بس

نکته ای از دوست بر خاطر گران آورده ام

هرکه از گلزار می آید گلش بارست و بس

دیده بهر ابتلا صد جا فریبم می دهد

گرد دل هرچند می گردم همین یارست و بس

تا به گردن شیخ در قرض نماز و روزه است

گر به تحقیقش ببینی ریش و دستارست و بس

جذبه خاص عنایت کی دلیل ما شود

دستگیر ما ضعیفان ناله زارست و بس

نه دم صوفی صفا بخشد نه راز خلوتی

روشنی دل ز فیض چشم بیدارست و بس

یوسف از بیع «نظیری » رفته بیرون بارها

در همه بازار قلاشی خریدارست و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵بگو به دیر خرابات السلام و مترس
  2. شمارهٔ ۳۱۶خسته را فاتحه‌ای از لب خندان تو بس
  3. شمارهٔ ۳۱۷ای که نامه می‌نویسی سوی من فرمان نویس
  4. شمارهٔ ۳۱۸صبح شد راه شهر و برزن پرس
  5. شمارهٔ ۳۱۹دست کسی نبسته و افسون نکرده کس
  6. شمارهٔ ۳۲۰با حکمت ایستاده‌ام اینم پناه بس
  7. شمارهٔ ۳۲۱تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس
  8. شمارهٔ ۳۲۲تو کودکی به بزرگان زبان درازی بس
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.