پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش

خود به یار از بی قراری می برم پیغام خویش

در جهان درد و غم فرمان روا بنشسته ام

در کمال اوج طالع بر فراز بام خویش

خود ز خود ساغر ستانم خود به خود ساقی شوم

از کف نوشین لبی هرگز نگیرم جام خویش

عود مطرب تر، دم نی سرد، حیران مانده ام

بر کدامین آتش اندازم کباب خام خویش

گنج در ویرانه دارم، با پری در خلوتم

سایه ای هست از جنون تا من نگردم رام خویش

شد «نظیری » عاقبت فرخنده از لطف ازل

فال نیک صبح همره داشت مزد شام خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
  2. شمارهٔ ۳۴۳یا در درون قبه این آسمان مباش
  3. شمارهٔ ۳۴۴کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش
  4. شمارهٔ ۳۴۵بزم می‌سازیم سامان گر نباشد گو مباش
  5. شمارهٔ ۳۴۶از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش
  6. شمارهٔ ۳۴۷مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش
  7. شمارهٔ ۳۴۸بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش
  8. شمارهٔ ۳۴۹بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.