پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش

سخنم گران به طبعش خردم سبک به سنگش

نظرم درو معطل خبرم درو مأول

نه تصورش به شکلش نه حکایتش به رنگش

به کرشمه های ابرو خبرم دهد وگرنه

سخنش به حیله یابد اثر از دهان تنگش

چو به خانه دیر ماند همه اهل شهر کورش

چو به کوچه زود آید همه خلق کوی لنگش

نشود که خصم باشد دل مهربان مؤمن

به بتی که دوست دارد دل کافر فرنگش

مژه چون صف مهاجر همه معجز و کرامت

دل ما چو فرق منکر شده پایمال خنگش

به مصاف چون ننازم به نیام سینه تیغش

به سپهر چون نتازم به کمان دل خدنگش

به قصور توبه گیرم در خلوتم نبندد

چه نوا مغنئی را که شکسته است چنگش

به کدام قدر گیری سر ره برو «نظیری »

ز نیاز تست عارش ز سلام تست ننگش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
  2. شمارهٔ ۳۴۲هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
  3. شمارهٔ ۳۴۳یا در درون قبه این آسمان مباش
  4. شمارهٔ ۳۴۴کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش
  5. شمارهٔ ۳۴۵بزم می‌سازیم سامان گر نباشد گو مباش
  6. شمارهٔ ۳۴۶از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش
  7. شمارهٔ ۳۴۷مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش
  8. شمارهٔ ۳۴۸بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.