پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش

گاهی توجهی به غلام قدیم خویش

نشناسدم کسی که ندارم قرینه ای

عنقا نهفته ماند ز مثل عدیم خویش

درهم تر از حساب تو کاری است چون کنم

با تیره تر دلی ز دماغ سقیم خویش

من موشکافم او گر هم بر گره زند

درمانده ام به بازی بخت ندیم خویش

محجوبم از تقید خود مستیی کجاست

کایم برون ز خرقه پرهیز و بیم خویش

گر پا کشم سرم به خرابات می رود

امیدوارم از روش مستقیم خویش

دل را به کوی عشق به تکلیف خوانده اند

هرجا برم رود به مقام قدیم خویش

گر بر فراز مسند شاهی نشسته ام

بیرون نمی نهم قدمی از گلیم خویش

مستی بگو بریز «نظیری » که رفت نیست؟

ظاهر مکن سلامت طبع سلیم خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش
  2. شمارهٔ ۳۴۵بزم می‌سازیم سامان گر نباشد گو مباش
  3. شمارهٔ ۳۴۶از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش
  4. شمارهٔ ۳۴۷مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش
  5. شمارهٔ ۳۴۸بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش
  6. شمارهٔ ۳۴۹بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش
  7. شمارهٔ ۳۵۰رمید طایر جانم ز آشیانه خویش
  8. شمارهٔ ۳۵۱طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.