پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش

کو جام جم که آینه سازم ز آهنش

زحمت کشد ز شمع مسخر کنم سپهر

تا هر شب آفتاب برآرم ز روزنش

غایب شوم ز خلوت و حاضر شوم بر او

دلق از بدن برآرم و دربر کشم تنش

نگذارمش به حرف که گوید کدام و کیست

گر از قفای در رسد آواز دشمنش

از دست من به حیله برون رفته بارها

تا پا نگیرمش نکنم سست دامنش

سیب ذقن به بازیش از کف نمی دهم

تا دست کوتهم نشود طوق گردنش

زین سیمگون حصار «نظیری » نمی رود

تا قفل سیم او نشود نعل توسنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش
  2. شمارهٔ ۳۴۹بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش
  3. شمارهٔ ۳۵۰رمید طایر جانم ز آشیانه خویش
  4. شمارهٔ ۳۵۱طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش
  5. شمارهٔ ۳۵۲لطف می خون در رگ افسرده می‌آرد به جوش
  6. شمارهٔ ۳۵۳افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش
  7. شمارهٔ ۳۵۴افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش
  8. شمارهٔ ۳۵۵بستم در تصرف گفت و شنید خویش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.