پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

بستم در تصرف گفت و شنید خویش

دادم به قبض و بسط تو قفل کلید خویش

رفتم به آه و ناله کنم ساز خلوتی

بردم ز مجلس تو نشید و نبید خویش

شب از خیال وصل تو خوابم نمی برد

چون کودکان ز خوشدلی روز عید خویش

با صد ستاره سوخته دارد قرینه ام

در منتم ز اختر بخت سعید خویش

ترسم که یا روز جزا سر به سر کند

با ذوق تیغ خویش ثواب شهید خویش

چل سال شد که مرثیه خوانم به فوت عمر

تا کی به صوت خویش سرایم نشید خویش

شد عمر و قید بندگی از گردنم نرفت

سرمایه باختم به فروش و خرید خویش

تلخ مسیح از چه چشم من که دیده ام

در نیستی خویش علاج مفید خویش

از جان غلام پیر مغانم که خلق او

کردست منکران جهان را مرید خویش

هرگز نظر دو جلوه به یک رنگ ازو ندید

هستم همیشه در غلط از سهو دید خویش

سودای چون تویی به «نظیری » کجا رسد

صد شهر مشتری و تو در من یزید خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷دم دم شاهدست و می می خاص
  2. شمارهٔ ۳۵۸حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص
  3. شمارهٔ ۳۵۹ساقیا برخیز با مستان برقص
  4. شمارهٔ ۳۶۰هرکه چون یوسف شود از محنت زندان خلاص
  5. شمارهٔ ۳۶۱همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص
  6. شمارهٔ ۳۶۲نه خانقاه نشین می شویم و نی مرتاض
  7. شمارهٔ ۳۶۳دهم دو ملک به یک نغمه رباب عوض
  8. شمارهٔ ۳۶۴حضور وقت نمی‌یابم و حلاوت فرض
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.