پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص

فریب حسن به اقبال جاودان مخصوص

در تو قبله امیدهای روحانی

سر نیاز به آن خاک آستان مخصوص

شکایت تو چو فکرم ز مغز بیگانه

محبت تو چو مغزم به استخوان مخصوص

غمی فتاده که با طایران وحشی دل

نمی شویم به هم در یک آشیان مخصوص

شدیم هر دری از شاهدان هرجایی

نه می به میکده نه گل به گلستان مخصوص

ز طول روز قیامت عجب هراسانم

که روز هجر تو باشد به این نشان مخصوص

به حاجتم نرسد گرچه شد به خدمت تو

به آشناییی آه من آسمان مخصوص

ز تو رگم به رگ و مو به موی در سخن است

حکایت تو همین نیست با زبان مخصوص

ز نامه تو معطر بغل «نظیری » را

چو گل فروش که باشد به باغبان مخصوص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳دهم دو ملک به یک نغمه رباب عوض
  2. شمارهٔ ۳۶۴حضور وقت نمی‌یابم و حلاوت فرض
  3. شمارهٔ ۳۶۵هر صبح کن دو جام شراب مغانه فرض
  4. شمارهٔ ۳۶۶از جمال تو کمال بشری بود غرض
  5. شمارهٔ ۳۶۷روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط
  6. شمارهٔ ۳۶۸حکم جفا صحیح و امید وفا غلط
  7. شمارهٔ ۳۶۹صد جا در انتخاب تو پیدا کنم غلط
  8. شمارهٔ ۳۷۰در عشق کار بوده و سامان نبوده شرط
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.