پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

حضور وقت نمی‌یابم و حلاوت فرض

دلم به قهر تو رهن است و جان ز لطف تو قرض

به هم برآمده از شوخی تو اوقاتم

نه سنتم ز تو سنت بود نه فرضم فرض

فلک حجاب دعایم نمی شود اما

به غمزه حاجت ابرو نمی نماید فرض

سخن که از دل شوریده بر زبان آید

به رسم تحفه ملک بر سما برد از ارض

به شکر نعمت تو برنمی توانم خاست

که تا به گردنم از بار منتت در قرض

مثال ما گل خندان و سرو آزادست

درین حدیقه به طولست عیش ما نه به عرض

به فضل اوست «نظیری » چو مزد کار آخر

معلم ملکوتت به علم کردم فرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶از جمال تو کمال بشری بود غرض
  2. شمارهٔ ۳۶۷روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط
  3. شمارهٔ ۳۶۸حکم جفا صحیح و امید وفا غلط
  4. شمارهٔ ۳۶۹صد جا در انتخاب تو پیدا کنم غلط
  5. شمارهٔ ۳۷۰در عشق کار بوده و سامان نبوده شرط
  6. شمارهٔ ۳۷۱جگر به خنده همی‌سوز و بر کران می‌غلت
  7. شمارهٔ ۳۷۲درود پاک تو بر ریش باصفا واعظ
  8. شمارهٔ ۳۷۳نی خاطرم از کتاب محظوظ
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.