پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

از جمال تو کمال بشری بود غرض

با شکست ملک و رشک پری بود غرض

زین لب لعل وزین گونه میگون کردن

چشم خونین و سرشک جگری بود غرض

از دو گیسوی دراز تو و از خال سیاه

ناله های شب و آه سحری بود غرض

قتل اسلام که شد بهر کله گوشه تو

طرحی از طرف کلاه تتری بود غرض

آن همه صنع که در آینه اسکندر کرد

عکس روی تو ز آیینه گری بود غرض

جلوه پرتو رخسار تو در پرده تست

پس چه مقصود ازین پرده دری بود غرض

چون ندیدیم بدین دیده تر دانستیم

کز بصر دیدن کوته بصری بود غرض

این به هوش آمدن و رفتن ما می گوید

که خبر یافتن از بی خبری بود غرض

از ره آمده ناکام «نظیری » برگرد

که ز آوردن ما جلوه‌گری بود غرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸حکم جفا صحیح و امید وفا غلط
  2. شمارهٔ ۳۶۹صد جا در انتخاب تو پیدا کنم غلط
  3. شمارهٔ ۳۷۰در عشق کار بوده و سامان نبوده شرط
  4. شمارهٔ ۳۷۱جگر به خنده همی‌سوز و بر کران می‌غلت
  5. شمارهٔ ۳۷۲درود پاک تو بر ریش باصفا واعظ
  6. شمارهٔ ۳۷۳نی خاطرم از کتاب محظوظ
  7. شمارهٔ ۳۷۴اگر تو نشنوی از ناله‌های زار چه حظ
  8. شمارهٔ ۳۷۵هنوز عارف و عامی نداشتند نزاع
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.