پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

رمید طایر جانم ز آشیانه خویش

که در هوای تو خوش یافت آب و دانه خویش

دل از قفای نظر کو به کوی می گردد

نظر ز شوق تو گم کرده راه خانه خویش

ز باغ رفت گل و بلبلان خموش شدند

من اسیر همان عاشق فسانه خویش

کسی که واقف ذوقی شود نمی بینم

بغیر خویش که می رقصم از ترانه خویش

به شب که دردی دردی به کام دل ریزند

کنم به روز طرب از می شبانه خویش

مروت و کرم از دیگری نمی بینم

نشسته ام به گدایی بر آستانه خویش

ز بس که دور زمان را ز خسروان ننگ است

زمانه نازد اگر گویمش زمانه خویش

به گنج خانه محمود مدح نفروشم

به شاهنامه خرم بیت عاشقانه خویش

تو را که نقد جهان باید از طلب منشین

مرا خوش است دل از داغ جاودانه خویش

اگر ز برهمنان سرکشی، نیازارند

تو را که هست بت خویش در خزانه خویش

دلی به شرط «نظیری » نهاده بر سر راه

به هر که تیر زند می‌دهد نشانه خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲لطف می خون در رگ افسرده می‌آرد به جوش
  2. شمارهٔ ۳۵۳افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش
  3. شمارهٔ ۳۵۴افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش
  4. شمارهٔ ۳۵۵بستم در تصرف گفت و شنید خویش
  5. شمارهٔ ۳۵۶به بوی می دو سه ژولیده مرقع پوش
  6. شمارهٔ ۳۵۷دم دم شاهدست و می می خاص
  7. شمارهٔ ۳۵۸حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص
  8. شمارهٔ ۳۵۹ساقیا برخیز با مستان برقص
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.