پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

غیرتم بانگ زد که: دور او باش

عشقم آهسته گفت: باش و مباش

غمزه درباخت خوش، کزین نااهل

گردد اسرارهای پنهان فاش

از پس پرده سر برون آورد

یار لولی وش حریف تراش

غنج و نازش ز راه چشمم داد

داروی بیهشی به عقل معاش

عقل و فهم و خرد به یغما برد

رفت پاکیزه خانه را فراش

مفلسم کرد و در عتاب آمد

چه کند آفتاب با خفاش

شاهد شه شناس شحنه فریب

درنگنجد به پهلوی قلاش

آه و واحسرتا برآوردم

گفت بنشین و پر گلو مخراش

می نهی لب به عیش بر لب ما

چو گلت پخته می شود در داش

گفتمش: این درنگ و مهلت چیست

تا چه بر گل نویسدم نقاش

گفت: رو هرچه آرزو داری

تا به مردن به فکر آن می باش

ره برگشتنم «نظیری » نیست

به کجا می روم، بدانم کاش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲از فراق یار ناخشنود خویش
  2. شمارهٔ ۳۳۳هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش
  3. شمارهٔ ۳۳۴ساقی بیار جام می خوشگوار پیش
  4. شمارهٔ ۳۳۵گر جهان کشته بیداد شود برگذرش
  5. شمارهٔ ۳۳۶آن که غایب از نظر گردید درمی‌یابمش
  6. شمارهٔ ۳۳۷خرامان آمد از می در سر آتش
  7. شمارهٔ ۳۳۸به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش
  8. شمارهٔ ۳۳۹بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.