پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

از فراق یار ناخشنود خویش

روی در نابود بینم بود خویش

بس که در سودا به شوق افتاده ام

از زیان خود ندانم سود خویش

خوبی او شد پدید از چشم من

سوختم بر آتش خود عود خویش

گر برآید از نمد آیینه ام

زشتی خویشم کند مردود خویش

از خطایم مغز جانم سوخته

سخت می ترسم ز آه و دود خویش

خاک معبدها رسانیدم به آب

از رخ زرد زمین فرسود خویش

وز گنهکاری ندیدم هیچگه

برکنار این فرق خاک آلود خویش

زنده زان مانم که یابم بوی وصل

از فراق عاقبت محمود خویش

روز فیروزی «نظیری » در پی است

دیده ام در اختر مسعود خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴ساقی بیار جام می خوشگوار پیش
  2. شمارهٔ ۳۳۵گر جهان کشته بیداد شود برگذرش
  3. شمارهٔ ۳۳۶آن که غایب از نظر گردید درمی‌یابمش
  4. شمارهٔ ۳۳۷خرامان آمد از می در سر آتش
  5. شمارهٔ ۳۳۸به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش
  6. شمارهٔ ۳۳۹بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش
  7. شمارهٔ ۳۴۰شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش
  8. شمارهٔ ۳۴۱بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.