پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

گر جهان کشته بیداد شود برگذرش

از تکبر به سوی خلق نیفتد نظرش

به قفا رو نکند بهر تسلای دلی

گرچه یک شهر به فریاد رود بر اثرش

هرکه را فتنه او برد به یک بار ببرد

هیچ کس باز نیابد که بگوید خبرش

به سر و مال اسیرانش امان می خواهند

کس نگوید که مروت نبود این قدرش

بس که از جنگ و پشیمانی او می ترسند

مفت گویان نفروشند نصیحت به زرش

لؤلوی دیده مردم به خزف نشمارد

لیک خواهد که بریزند به دامن گهرش

هرکه را شهرت سودای زلیخا باشد

ماه گل پیرهن آرند همه از سفرش

مژده کام به ما داد دهانش ز اول

کس چه داند که همه هیچ بود چون کمرش

بخت ما را که مه چارده در ابر بود

نکند جز به غلط ناله خروس سحرش

آن هما کز نظر همت ما برمی خاست

بود با نام تو آموخته کندیم پرش

وان تذروی که دم از فرط محبت می زد

بود از سرو تو آویخته دادیم سرش

هرچه نیکوست نو و کهنه «نظیری » نیکوست

خشک سازیم رطب چون نفروشیم ترش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷خرامان آمد از می در سر آتش
  2. شمارهٔ ۳۳۸به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش
  3. شمارهٔ ۳۳۹بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش
  4. شمارهٔ ۳۴۰شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش
  5. شمارهٔ ۳۴۱بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
  6. شمارهٔ ۳۴۲هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
  7. شمارهٔ ۳۴۳یا در درون قبه این آسمان مباش
  8. شمارهٔ ۳۴۴کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.