پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس

مست می گشتم به قصد صید و می راندم فرس

چون به فرمان پیر گشتم غالب آمد شوق دوست

از خیالش رفته رفته عشق شد میل و هوس

تا به دشمن در نزاعی کار تو با خشم تست

چون شوی عاجز به فریادت رسد فریادرس

چشم نرگس در کمین و تیغ سوسن بر کف است

می گریزم از چمن چون دزد از دست عسس

ما به این کاسه دیار آورده بودیم انگبین

دست و پای مور بودیم و پر و بال مگس

آب سیمای جوانی رفت و جسم زار ماند

سیل نوروزی گذشت و ماند باقی خار و خس

اینقدر دم را که میزان و حسابی در رهست

یک زمان کارست اگر خواهی که بشماری نفس

عشق آمد کرد بیرون هرکه را در خانه دید

خود پرستار «نظیری » ماند و دیگر هیچ کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس
  2. شمارهٔ ۳۰۸گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس
  3. شمارهٔ ۳۰۹اکسیر حسن در نظر پارسا شناس
  4. شمارهٔ ۳۱۰شورش عشق از دل شیدا مپرس
  5. شمارهٔ ۳۱۱فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس
  6. شمارهٔ ۳۱۲به امید توام خرسند ازین پس
  7. شمارهٔ ۳۱۳از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
  8. شمارهٔ ۳۱۴ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.