پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس

که از دم خوش تو خسته می شود کناس

خدا به لفظ کنی کاینات می سازد

نمی توان ز ستایش قصور کرد قیاس

تعرضی که نماید به نکته های حکیم

خیال کوته جاهل نمی کند احساس

وگر ز معنی و لفظیش وحشت افزاید

به اصطلاح حقیقت ندارد استیناس

نه اجر اوست که دل بر جفاش خیره کند

کریم خاطر محتاج را چه دارد پاس

اگر به مصلحتی کسر نفس باید کرد

ز نقص نیست که از سرب بشکند الماس

مرا به مستی دایم قصاص نتوان کرد

می مدام کند لطف ساقیم در کاس

محیط اگر همه گوهر کند به دامن ابر

هنوز در خور احسان ابر نیست سپاس

مباش رنجه «نظیری » ز طعن تلخ حسود

که هست خشکی و تیزی خار از افلاس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹اکسیر حسن در نظر پارسا شناس
  2. شمارهٔ ۳۱۰شورش عشق از دل شیدا مپرس
  3. شمارهٔ ۳۱۱فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس
  4. شمارهٔ ۳۱۲به امید توام خرسند ازین پس
  5. شمارهٔ ۳۱۳از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
  6. شمارهٔ ۳۱۴ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس
  7. شمارهٔ ۳۱۵بگو به دیر خرابات السلام و مترس
  8. شمارهٔ ۳۱۶خسته را فاتحه‌ای از لب خندان تو بس
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.