پرش به محتوای اصلی
مجد همگر

مجد همگر

رباعیات

۵۵۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
  2. شمارهٔ ۲۴۲ دی بر سر ره چو دلستانم می‌رفت
  3. شمارهٔ ۲۴۳ دی شاه بتان با رخ رنگین می‌رفت
  4. شمارهٔ ۲۴۴ چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت
  5. شمارهٔ ۲۴۵ با تو سخنی که بی زبان جانم گفت
  6. شمارهٔ ۲۴۶ رفتم به سفر چو بود دوری کامت
  7. شمارهٔ ۲۴۷ بس بار بلا به جان کشیدم ز غمت
  8. شمارهٔ ۲۴۸ ای من به فدای آن تن چون سمنت
  9. شمارهٔ ۲۴۹ بشکست دلم زان دل چون سندانت
  10. شمارهٔ ۲۵۰ ای دور فلک نتیجه دورانت
  11. شمارهٔ ۲۵۱ یکچند به آوازه بدم مفتونت
  12. شمارهٔ ۲۵۲ ای خصم مدان رفتنش از نفرینت
  13. شمارهٔ ۲۵۳ ای رشک بنفشه سنبل پرچینت
  14. شمارهٔ ۲۵۴ نه سیم که جایی طلبم در کویت
  15. شمارهٔ ۲۵۵ نه برگ که خیمه‌ای زنم پهلویت
  16. شمارهٔ ۲۵۶ نه دست که گیرم شکنی از مویت
  17. شمارهٔ ۲۵۷ افکند مرا گردش دهر از کویت
  18. شمارهٔ ۲۵۸ خورشید نخواهم که ببیند رویت
  19. شمارهٔ ۲۵۹ زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج
  20. شمارهٔ ۲۶۰ چونان نکند بخت از آن طایفه کوچ
  21. شمارهٔ ۲۶۱ جانا سر زلفت ز پس و پشت مپیچ
  22. شمارهٔ ۲۶۲ رحم آر بر این سوخته باخته روح
  23. شمارهٔ ۲۶۳ اقبال همائی ست در این کاخ فراخ
  24. شمارهٔ ۲۶۴ ایام همین دماغ تو بنشاند
  25. شمارهٔ ۲۶۵ از آتش و آب دل و جانم فریاد
  26. شمارهٔ ۲۶۶ در توس شدم ز خاک فردوسی شاد
  27. شمارهٔ ۲۶۷ بادی که بدی همدم آن حور نژاد
  28. شمارهٔ ۲۶۸ ای باد که جان فدای پیغام تو باد
  29. شمارهٔ ۲۶۹ جز عنبر زلف هیچ لالات مباد
  30. شمارهٔ ۲۷۰ ای دل چو تو کس فتنه و شردوست مباد
  31. شمارهٔ ۲۷۱ دل جز بر تیر غمت آماج مباد
  32. شمارهٔ ۲۷۲ دل بی هوس تو ای دل افروز مباد
  33. شمارهٔ ۲۷۳ در بزم تو شمع طرب افروخته باد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ اقبال غلام بخت پیروز تو باد
  35. شمارهٔ ۲۷۵ ای دل ز گلی که جفت صد خار افتاد
  36. شمارهٔ ۲۷۶ ایزد چو وفا و مهرجوئیت نداد
  37. شمارهٔ ۲۷۷ گیرم که مرا خدمت تو شاهی داد
  38. شمارهٔ ۲۷۸ گفتم که دل از تو در دمی شاد رساد
  39. شمارهٔ ۲۷۹ ازدرد منت گرد به دامن مرساد
  40. شمارهٔ ۲۸۰ از جور تو هیچ خسته نفرین مکناد
  41. شمارهٔ ۲۸۱ این رسم نگر که دهر پرشور نهاد
  42. شمارهٔ ۲۸۲ گردون که لطف در تن پاک تو نهاد
  43. شمارهٔ ۲۸۳ ترسا بچه‌ای که باج از ارمن بستد
  44. شمارهٔ ۲۸۴ هر دل که در آن زلف چو شستت افتد
  45. شمارهٔ ۲۸۵ گر یک نظرت بر من حیران افتد
  46. شمارهٔ ۲۸۶ از حادثه هر کجا که بندی افتد
  47. شمارهٔ ۲۸۷ هر سفله که همرنگ اماجِد گردد
  48. شمارهٔ ۲۸۸ آن روز که جان جفت کَشاکَش گردد
  49. شمارهٔ ۲۸۹ وقتی که چمن به کام بلبل گردد
  50. شمارهٔ ۲۹۰ هر سر که تو را بر خط فرمان گردد
  51. شمارهٔ ۲۹۱ بی نام تو نقش سکه وارون گردد
  52. شمارهٔ ۲۹۲ از بس که ز گریه نامه تر می‌گردد
  53. شمارهٔ ۲۹۳ با دل گفتم که یار برمی‌گردد
  54. شمارهٔ ۲۹۴ تو می‌گذری و بر دلم می‌گذرد
  55. شمارهٔ ۲۹۵ آنچ از غم تو بر سر من می‌گذرد
  56. شمارهٔ ۲۹۶ عهدی کرده‌ست این فلک بیهده گرد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ غیرت برم از زبان چو نام تو برد
  58. شمارهٔ ۲۹۸ گرچه ز جفای تو بسی دیدم درد
  59. شمارهٔ ۲۹۹ ظلمی‌ست بر آن دیده که در تو نگرد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ نه پایم ازین پس ره کویت سپرد

متن اشعار به نقل از گنجور.