پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

۳۳۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ مزه عمر جنون بوی بهار آمده است
  2. شمارهٔ ۱۲۲ چون گل آشفته و چون شعله سوار آمده است
  3. شمارهٔ ۱۲۳ کشت جهان ز نشو و نما پاک مانده است
  4. شمارهٔ ۱۲۴ سربلندیها غباری بوده است
  5. شمارهٔ ۱۲۵ چون دور ز وصل یار می بوده است
  6. شمارهٔ ۱۲۶ خط او دام هوش گردیده است
  7. شمارهٔ ۱۲۷ گرچه ساقی صرفه در خون خوردن من دیده است
  8. شمارهٔ ۱۲۸ باغها از سایه ابر بهاری دیده است
  9. شمارهٔ ۱۲۹ درد می دردی به ایاغت نرسیده است
  10. شمارهٔ ۱۳۰ طراوت چمن از خون دل فشانیهاست
  11. شمارهٔ ۱۳۱ شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است
  12. شمارهٔ ۱۳۲ آهم ز لخت دل فلک گل ستاره ای است
  13. شمارهٔ ۱۳۳ می کشی درد ته جام کسی است
  14. شمارهٔ ۱۳۴ سرنوشتم چون تمنا چین ابروی کسی است
  15. شمارهٔ ۱۳۵ جلوه سرو روان قافله بیهوشی است
  16. شمارهٔ ۱۳۶ گلی که رنگ فروشد به شعله می نوشی است
  17. شمارهٔ ۱۳۷ کلید زبانم به دست خاموشی است
  18. شمارهٔ ۱۳۸ در حقیقت عاشق و معشوق را دل‌ها یکی است
  19. شمارهٔ ۱۳۹ تماشا باز در چشمم نهانی است
  20. شمارهٔ ۱۴۰ خسته جور تو با ناله و افغان ننشست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ دامان فتنه گل به میان سخن شکست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ دل از خواری ببالد عزتش هست
  23. شمارهٔ ۱۴۳ خط یار گرچه سر زد نگه ستمگرش هست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ به زیان کوش گرت گرمی بازاری هست
  25. شمارهٔ ۱۴۵ عالم شکار فتنه چشم سیاه اوست
  26. شمارهٔ ۱۴۶ گل خانه زاد خاک ره انتظار کیست
  27. شمارهٔ ۱۴۷ چرایی سرگران تقصیر ما چیست
  28. شمارهٔ ۱۴۸ ای که می پرسی که آرامت چه شد آرام چیست
  29. شمارهٔ ۱۴۹ وصل تو برازنده حسن طلب کیست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ گریه می گوید که عالم کشت بی انباز کیست
  31. شمارهٔ ۱۵۱ ظلمت شب پردگی راز کیست
  32. شمارهٔ ۱۵۲ گلشن تویی بهار شکفتن به کام کیست
  33. شمارهٔ ۱۵۳ دل ما سوخت دود گلخن کیست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ دوری گل بال مرغان قفس را عار نیست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ هر کس از خیال نگاه تو دور نیست
  36. شمارهٔ ۱۵۶ یک شب که اشک تشنه افشای راز نیست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ زبان ساختگیهای خاص و عامم نیست
  38. شمارهٔ ۱۵۸ راست رو را غمی از عربده دشمن نیست
  39. شمارهٔ ۱۵۹ هلاک توبه پیمانه ام که خالی نیست
  40. شمارهٔ ۱۶۰ به نکهت چمنم بی‌تو آشنایی نیست
  41. شمارهٔ ۱۶۱ محشر نمک از غبار ما داشت
  42. شمارهٔ ۱۶۲ دل در قدح ز شوق لبت آفتاب داشت
  43. شمارهٔ ۱۶۳ منزل آوارگی شأن نشان ما نداشت
  44. شمارهٔ ۱۶۴ شهرت مجنون بهاری غیر رسوایی نداشت
  45. شمارهٔ ۱۶۵ کار اشکم بی تو از صحرا گذشت
  46. شمارهٔ ۱۶۶ در غمش از خویش چون سیماب می باید گذشت
  47. شمارهٔ ۱۶۷ دمی که مست حیا از من آن غزال گذشت
  48. شمارهٔ ۱۶۸ حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت
  49. شمارهٔ ۱۶۹ شوخی حسن تو گه نقش و گهی نقاش گشت
  50. شمارهٔ ۱۷۰ یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت
  51. شمارهٔ ۱۷۱ آنکه برات چمن برگل و سنبل نوشت
  52. شمارهٔ ۱۷۲ دل که عمری داشت در خاطر تمنای خطت
  53. شمارهٔ ۱۷۳ چو نقد هستی ما سکه وجود گرفت
  54. شمارهٔ ۱۷۴ درس بی آرامی از سیلاب می باید گرفت
  55. شمارهٔ ۱۷۵ عقل از دیوانگی ارشاد می باید گرفت
  56. شمارهٔ ۱۷۶ در شب آدینه بزم حال می باید گرفت
  57. شمارهٔ ۱۷۷ رخ تو نسخه خوبی زلاله زار گرفت
  58. شمارهٔ ۱۷۸ افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
  59. شمارهٔ ۱۷۹ یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفت
  60. شمارهٔ ۱۸۰ هوا را سرافرازی می دهد نخل خرامانت

متن اشعار به نقل از گنجور.