پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳۶

گلی که رنگ فروشد به شعله می نوشی است

میی که حوصله بخشد به شیشه بیهوشی است

ز چهره مه و خورشید می توان فهمید

جهان مسخر شمع زبان خاموشی است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۸در حقیقت عاشق و معشوق را دل‌ها یکی است
  2. شمارهٔ ۱۳۹تماشا باز در چشمم نهانی است
  3. شمارهٔ ۱۴۰خسته جور تو با ناله و افغان ننشست
  4. شمارهٔ ۱۴۱دامان فتنه گل به میان سخن شکست
  5. شمارهٔ ۱۴۲دل از خواری ببالد عزتش هست
  6. شمارهٔ ۱۴۳خط یار گرچه سر زد نگه ستمگرش هست
  7. شمارهٔ ۱۴۴به زیان کوش گرت گرمی بازاری هست
  8. شمارهٔ ۱۴۵عالم شکار فتنه چشم سیاه اوست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.