پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۲۸

باغها از سایه ابر بهاری دیده است

دیده ما صرفه ها در گریه باری دیده است

گردبادش در نظر آید بناهای بلند

بسکه عبرت در جهان بی اعتباری دیده است

چشم خواب آلود این دانه آب گوهر است

عشق پر فیضی ز کسب خاکساری دیده است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۰طراوت چمن از خون دل فشانیهاست
  2. شمارهٔ ۱۳۱شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است
  3. شمارهٔ ۱۳۲آهم ز لخت دل فلک گل ستاره ای است
  4. شمارهٔ ۱۳۳می کشی درد ته جام کسی است
  5. شمارهٔ ۱۳۴سرنوشتم چون تمنا چین ابروی کسی است
  6. شمارهٔ ۱۳۵جلوه سرو روان قافله بیهوشی است
  7. شمارهٔ ۱۳۶گلی که رنگ فروشد به شعله می نوشی است
  8. شمارهٔ ۱۳۷کلید زبانم به دست خاموشی است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.