پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳۱

شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است

جام و کدوی باده پرستان جم و کی است

گو با دو دست پاس سر خود نگاه دار

چون عینک آنکه چشم حسودیش در پی است

مردانه گر ز وادی سر بگذرد کسی

هر نقش پای همت او حاتم طی است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۳می کشی درد ته جام کسی است
  2. شمارهٔ ۱۳۴سرنوشتم چون تمنا چین ابروی کسی است
  3. شمارهٔ ۱۳۵جلوه سرو روان قافله بیهوشی است
  4. شمارهٔ ۱۳۶گلی که رنگ فروشد به شعله می نوشی است
  5. شمارهٔ ۱۳۷کلید زبانم به دست خاموشی است
  6. شمارهٔ ۱۳۸در حقیقت عاشق و معشوق را دل‌ها یکی است
  7. شمارهٔ ۱۳۹تماشا باز در چشمم نهانی است
  8. شمارهٔ ۱۴۰خسته جور تو با ناله و افغان ننشست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.