پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳۴

سرنوشتم چون تمنا چین ابروی کسی است

بازگشتم چون تماشا با گل روی کسی است

در محبت دل به حرف آشنایی بسته ایم

حلقه زنجیر ما دیوانگان بوی کسی است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۶گلی که رنگ فروشد به شعله می نوشی است
  2. شمارهٔ ۱۳۷کلید زبانم به دست خاموشی است
  3. شمارهٔ ۱۳۸در حقیقت عاشق و معشوق را دل‌ها یکی است
  4. شمارهٔ ۱۳۹تماشا باز در چشمم نهانی است
  5. شمارهٔ ۱۴۰خسته جور تو با ناله و افغان ننشست
  6. شمارهٔ ۱۴۱دامان فتنه گل به میان سخن شکست
  7. شمارهٔ ۱۴۲دل از خواری ببالد عزتش هست
  8. شمارهٔ ۱۴۳خط یار گرچه سر زد نگه ستمگرش هست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.