پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

۳۳۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ چو گل بر غنچه می خندد دهانت
  2. شمارهٔ ۱۸۲ ساقی مرا به باده بیغش چه احتیاج
  3. شمارهٔ ۱۸۳ می‌کند در بیضه مرغ از یاد دام اندیشه تلخ
  4. شمارهٔ ۱۸۴ یک سخن دارم دو عالم گوش باد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ بی رخت عمر ابد خواب فراموشم باد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ دل ز سودای کسی بی غم مباد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ می‌گریزم سایه الفت‌شکاران کم مباد
  8. شمارهٔ ۱۸۸ رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ سودای عقل موی دماغ کسی مباد
  10. شمارهٔ ۱۹۰ دوستی پیش رخت ارزان باد
  11. شمارهٔ ۱۹۱ سینه ام قاب گل روی تو باد
  12. شمارهٔ ۱۹۲ که داغ عاشق ناکام می تواند داد
  13. شمارهٔ ۱۹۳ غبار ما به او گل می فرستد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ اگر یک دم خیال سرش از دل دور می‌افتد
  15. شمارهٔ ۱۹۵ نگاهش از دل ما بر سر نابود می‌رنجد
  16. شمارهٔ ۱۹۶ سرم در محشر سودا نگنجد
  17. شمارهٔ ۱۹۷ حرفی است محبت که به گفتار نگنجد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ عکس تو در آیینه ادراک نگنجد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجد
  20. شمارهٔ ۲۰۰ شهید خوی گرمش مهر را در کینه می‌پیچد
  21. شمارهٔ ۲۰۱ گمان دارم که در زیر فلک قحط فضا گردد
  22. شمارهٔ ۲۰۲ دل اگر شیفته موجه ساغر گردد
  23. شمارهٔ ۲۰۳ دل اگر صیقلی اشک دمادم گردد
  24. شمارهٔ ۲۰۴ تا کی از عکس تو آیینه گلستان گردد
  25. شمارهٔ ۲۰۵ با عشق توام ناله فراموش نگردد
  26. شمارهٔ ۲۰۶ عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
  27. شمارهٔ ۲۰۷ غمش از دل الهی کم نگردد
  28. شمارهٔ ۲۰۸ ز لعلت شور بلبل تازه گردد
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ز تاب روی تو اشکم گلاب می‌گردد
  30. شمارهٔ ۲۱۰ وطنم بی تو سفر می گردد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ اگر آهی کشم افشاگرِ صد راز می‌گردد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ دلی کز بی‌خودی گرم سراغ عشق می‌گردد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ دلی به خاک ره انتظار می بندد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ نوبهار آمد که رسوایی به زهد ما بخندد
  35. شمارهٔ ۲۱۵ فلک بر کاردانی‌های اهل هوش می‌خندد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ یار با ما سر وفا دارد
  37. شمارهٔ ۲۱۷ عیشم از دولت بیدار اثرها دارد
  38. شمارهٔ ۲۱۸ در صف زنده دلان عزت دیگر دارد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ بر قصد طره سنبل چو زلفش تاب بر دارد
  40. شمارهٔ ۲۲۰ لب از تبسم و چشم از ادا خبر دارد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ گرد جولان تو را گل به جبین بر دارد
  42. شمارهٔ ۲۲۲ اگر امروز دل در سینه پرواز دگر دارد
  43. شمارهٔ ۲۲۳ دردی که می کشد جان منت به خویش دارد
  44. شمارهٔ ۲۲۴ دلم به لاله و گل بی رخت جدل دارد
  45. شمارهٔ ۲۲۵ سیرگل زیر پیرهن دارد
  46. شمارهٔ ۲۲۶ سرشته ایم به دل درد را گلاب ندارد
  47. شمارهٔ ۲۲۷ کدامین جلوه یارب اختیار این چمن دارد
  48. شمارهٔ ۲۲۸ مهر کوته نظران خصمی دیرین دارد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ تغافل در نگه پنهان که دارد
  50. شمارهٔ ۲۳۰ دور از تو قدح شکوه صراحی گله دارد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ بوی گل و رنگ لاله دارد
  52. شمارهٔ ۲۳۲ ز مژگان می‌کند رم چشم آهویی که او دارد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ ز بیداد تو عاشق خاطر بی‌کینه‌ای دارد
  54. شمارهٔ ۲۳۴ عالم از گریه من بزم شرابی دارد
  55. شمارهٔ ۲۳۵ دل دشمن نصیحتی دارد
  56. شمارهٔ ۲۳۶ چو گل از اختلاطم سنگ طفلان تازگی دارد
  57. شمارهٔ ۲۳۷ زبان ناصح اگر زهر قاتلی دارد
  58. شمارهٔ ۲۳۸ نیاز عشق پیش از آشتی رنجیدنی دارد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ دل قبله ای از طرف کلاهی دارد
  60. شمارهٔ ۲۴۰ ز چشم فتنه‌ات محشر غم پنهانی‌یی دارد

متن اشعار به نقل از گنجور.