پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۸۷

می‌گریزم سایه الفت‌شکاران کم مباد

می‌سپارم جان نوازش‌های یاران کم مباد

می‌کشان را بر سر خاکم بساطی چیده‌اند

در غبار من گل ابر بهاران کم مباد

می‌روم از خود گلاب چاره‌ای در کار نیست

از سر من سایه الفت‌شکاران کم مباد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۸۹سودای عقل موی دماغ کسی مباد
  2. شمارهٔ ۱۹۰دوستی پیش رخت ارزان باد
  3. شمارهٔ ۱۹۱سینه ام قاب گل روی تو باد
  4. شمارهٔ ۱۹۲که داغ عاشق ناکام می تواند داد
  5. شمارهٔ ۱۹۳غبار ما به او گل می فرستد
  6. شمارهٔ ۱۹۴اگر یک دم خیال سرش از دل دور می‌افتد
  7. شمارهٔ ۱۹۵نگاهش از دل ما بر سر نابود می‌رنجد
  8. شمارهٔ ۱۹۶سرم در محشر سودا نگنجد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.