پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

۳۳۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ گرفتم او گذاری بر سر بیمار می‌آرد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
  3. شمارهٔ ۲۴۳ کی چو بی‌دردان نوید وصلم از جا می‌برد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ آنکه لعلش بیشتر از نیشتر دل می‌برد
  5. شمارهٔ ۲۴۵ بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
  6. شمارهٔ ۲۴۶ بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذرد
  7. شمارهٔ ۲۴۷ دل کسی که به این ترکتاز می گذرد
  8. شمارهٔ ۲۴۸ ز تیغ او گل زخمی شکار خواهم کرد
  9. شمارهٔ ۲۴۹ چشمت از هر گردشی بزم دگر آماده کرد
  10. شمارهٔ ۲۵۰ دلم در آتش رشک چراغ می سوزد
  11. شمارهٔ ۲۵۱ آتش عشق نه تنها دل و دین می سوزد
  12. شمارهٔ ۲۵۲ جان سختی دلم را بیداد می شناسد
  13. شمارهٔ ۲۵۳ گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
  14. شمارهٔ ۲۵۴ دل ز تاراج نگاه شعله بازش می‌رسد
  15. شمارهٔ ۲۵۵ هستیم از بس غبار خاطر احباب شد
  16. شمارهٔ ۲۵۶ از کدوی باده کی باشد که گلها بشکفد
  17. شمارهٔ ۲۵۷ دل افسرده هر خام جوش ما نمی‌داند
  18. شمارهٔ ۲۵۸ ز خمار عضو عضوم به شکسته خار ماند
  19. شمارهٔ ۲۵۹ غمت به راحت وصلت به جنگ می ماند
  20. شمارهٔ ۲۶۰ یکدلم گرچه پریشان نظرم ساخته اند
  21. شمارهٔ ۲۶۱ هر که را چیزی به قدر ظرف همت داده اند
  22. شمارهٔ ۲۶۲ درها به روی ناز و تماشا گشاده اند
  23. شمارهٔ ۲۶۳ در این مکتب کتاب عقل را دیوانه می‌خواند
  24. شمارهٔ ۲۶۴ عشق اول بر دل غم‌پرور آتش می‌زند
  25. شمارهٔ ۲۶۵ نو بهار آمد دلم فال شکفتن می زند
  26. شمارهٔ ۲۶۶ چند غفلت صید ایمانم کند
  27. شمارهٔ ۲۶۷ به زنده کرده سوز نهان قبا چه کند
  28. شمارهٔ ۲۶۸ کی سر شوریده من فکر سامان می‌کند
  29. شمارهٔ ۲۶۹ بس که گلگون سرشکم جلوه رنگین می‌کند
  30. شمارهٔ ۲۷۰ گاهی از نگه به رخم خنده می کند
  31. شمارهٔ ۲۷۱ خاکسترم را دود دل ابر بهاری می کند
  32. شمارهٔ ۲۷۲ اگر به جانب من شعله خار می بیند
  33. شمارهٔ ۲۷۳ خدنگت مرا یار دیرینه بود
  34. شمارهٔ ۲۷۴ اشکم به گلشن دل صد پاره می رود
  35. شمارهٔ ۲۷۵ آشنایی نه چراغی است که خاموش شود
  36. شمارهٔ ۲۷۶ لب بگشا به گفتگو تا دل ما روا شود
  37. شمارهٔ ۲۷۷ عشق یک پرده از آن عاشق پر نور شود
  38. شمارهٔ ۲۷۸ آن را که از برای تو خاطر غمین شود
  39. شمارهٔ ۲۷۹ سرو از چمنت پای به زنجیر برآید
  40. شمارهٔ ۲۸۰ هر خار که از چمن برآید
  41. شمارهٔ ۲۸۱ چه شرم است اینکه سویم ننگرد چون مست ناز آید
  42. شمارهٔ ۲۸۲ مرا از صحبت زاهد غم دیرینه باز آید
  43. شمارهٔ ۲۸۳ شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید
  44. شمارهٔ ۲۸۴ چند منعم ز کوی یار کنید
  45. شمارهٔ ۲۸۵ تو را که از لب چون پسته قند می‌روید
  46. شمارهٔ ۲۸۶ نگاهش آشنا شد آشناتر
  47. شمارهٔ ۲۸۷ شبنم اشکی به دل دارم ثمرها بیشتر
  48. شمارهٔ ۲۸۸ گر دل رمیده شد سفر چاک بیشتر
  49. شمارهٔ ۲۸۹ دل ندارم بیقراری بیشتر
  50. شمارهٔ ۲۹۰ سخن عمدا نمی گوید که از راز نهان مگذر
  51. شمارهٔ ۲۹۱ مگریز ای گل رعنا مگریز
  52. شمارهٔ ۲۹۲ خیال لعل لبش عیش تنگدستان بس
  53. شمارهٔ ۲۹۳ ز شرم آینه رویی در آتشم که مپرس
  54. شمارهٔ ۲۹۴ سرم به حلقه فتراک بین گناه مپرس
  55. شمارهٔ ۲۹۵ آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش
  56. شمارهٔ ۲۹۶ ای از لب تو غنچه و شبنم نمک فروش
  57. شمارهٔ ۲۹۷ در حقیقت قرب و بعد مردم دنیا غلط
  58. شمارهٔ ۲۹۸ عالم از رنگینی پرواز ما داغ است داغ
  59. شمارهٔ ۲۹۹ چون نگه حیرت پرست یک تماشا بوده ام
  60. شمارهٔ ۳۰۰ کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیده‌ام

متن اشعار به نقل از گنجور.